تبلیغات
شاهزاده ی ایرانی - داستان کامل فیلم شاهزاده ایرانی

داستان کامل فیلم شاهزاده ایرانی

جمعه 23 اردیبهشت 1390 12:57 ب.ظ

نویسنده : Prince DasTan
   شاید در اولین نگاه به فیلم شاهزاده ایرانی به فکر آن بیفتید که این فیلم همان داستان بازی شاهزاده ایرانی 4 ( پرنسس الیکا ) است ! ولی نه ! اینطور نیست ! در فیلم شاهزاده ایرانی » شن های زمان ، شاهزاده ی ما در ابتدا شاهزاده نیست . پسرک یتیمی به نام دَستان با دوستانش در کوچه پس کوچه های شهر در حال بازی هستند که یکی از دوستان دستان در مسیر عبور شاه سرزمین که با برادرش در سرزمین پارس که از مشرق تا مغرب کشیده شده است ، قرار میگیرد و یکی از محافظان شاه روی زمین می افتد . معموران دوستان دستان را تا میتوانند میزنند . دستان که این صحنه را میبیند سیبی را که چند لحظه پیش خریده بود به طرف معموران شاه پرتاب میکند ! پس از آنکه معموران حواسشان پرت میشود دوستان دستان فرار میکنند و خود او هم در حال فرار از دست معموران است . دستان با حرکت های زیبا مدتی معموران را سر در گم میکند و آنها را میپیچاند ولی بالاخره به دام میافتد . پسر را می آورند تا گردن بزنند ولی در این زمان شاه از دلاوری دستان خوشش میاید و مانع این کار میشود . او دستان را به فرزند خواندگی میگیرد . 15 سال بعد دسیسه ای توسط عموی ناتنی شاهزاده معموران پارس بدون توجه به گفتار شاه سرزمین به قلعه ی الموت که مقدس ترین شهر روی کره ی زمین بوده است حمله میکنند و شهر را تصرف میکنند . پرنس ما هم شیطنت هایی میکند که بیشتر به فتح این سرزمین کمک میکند . شاهدخت تهمینه زیباترین دختر روی زمین از ناجیان زندگی بشریت است . پس از فتح شهر و رخ دادن اتفاقاتی تصمیم میگرند تا پرنس پیراهنی را به شاه بدهد این به دلیل آن است که این اولین حرکت شاهزاده برای سرزمین پارس هاست . باز هم اتفاقاتی می افتد که نگویم بهتر است تا خودتان در فیلم ببینید . شاه به پرنس میگوید کودکی را که آن روز در آن کوچه دیدم اینقدر ضعیف نبود که به روی کشوری حمله کند ! پرنس هم توضیح میدهد که با حمله مخالف بوده و برادرانش ( 2 برادر دارد ) او را وادار به انجام این کار کرده اند ........
پرنس و تهمینه فرار میکنند . در بیابان های الاموت پرنس به راز شمشیر زمان پی برده و همچنین میفهمد که چرا تهمینه راضی به فرار با او شده است . علت فرار تهمینه دست یافتن به شمشیر زمان است که پرنس تا چندی قبل از راز آن با خبر نبود . چندین بار قصد میکند تا شمشیر را از پرنس بدزدد و آن را به الاموت مقدس بازگرداند تا زندگی بشر تحدید نشود .....................................................
پرنس بعدها متوجه میشود اگر تمام شن های داخل شمشیر تمام شوند تمام دنیا نابود میشود . تهمینه به شاهزاده دستان گفته بود که سال ها پیش که انسان ها جواب خدا را بد دادند خشم خداوند به صورت طوفان شن در حال خراب کردن کره ی زمین و از بین بردن انسان بوده است ولی مادر بزرگش که کودک بود آرزو کرد که خداوند یک فرصت دیگر به انسان بدهد . خداوند که صادق بودن کودک را می دانست به انسان مهلتی دیگر داد . تمام قدرت طوفان شن که قادر به تخریب کره ی زمین است درون شمشیر زمان است . آن دو با هم تصمیم میگیرند تا با هم زندگی بشر را نجات دهند .......................................
شاهزاده در مراسم تدفین پدرش به طریقی به عمویش ارتباط برقرار میکند و به او میگوید که پدرش را او نکشته ولی عمویش او را محاصره کرده بود . شاهزاده فرار میکند و در می یابد که عمویش که سال ها پیش پدر ناتنی اش را از چنگال شیر نجات داده قصد دارد با شیشیر زمان به عقب برگردد تا این عمل را انجام ندهد و مستقیما خودش شاه شود !
.........................................................................
در انتهای داستان شاهدخت میمیرد و شاهزاده با شمشیر زمان همه چیز را به عقب برمیگرداند ... هنگامی که شهر الاموت تسخیر شد ... در آن وقت به برادرش تقشه ی شوم پدرش را توضیح میدهد و بر طبق اتفاقاتی عمویش به دست برادرش کشته میشود . برادرش نزد شاه دخت میرود و از او معذرت خواهی میکند و به او میگوید که آنها اشتباه متوجه شدند که اسلحه های دشمن را او تامین نمیکرده است . پیشنهاد میدهد که برای جبران و صلح میان دو کشور شاه دخت با شاهزاده دستان ازدواج کند .
در میان صحبت مخفیانه ی شاهزاده دستان و تهمینه شاهزاده به او میگوید که این اتفاقات افتاده است و از راز شمشیر خبر دارد . تهمینه که میدانست چه رازی در میان است هم باور کرد و پایان .



دیدگاه ها : نظر بدهید
برچسب ها: داستان ، کامل ، شاهزاده ، ایرانی ، دستان ، تهمینه ، فیلم ، سینمایی ، زیرنویس ،
آخرین ویرایش: - -